
نقد و بررسی فیلم Alita Battle Angel
هنگامی که یک فیلم لایو-اکشن و اقتباس شده از روی یک انیمه را به نمایش مینشینم متاسفانه فقط ایرادات را میبینم و این بلایی است که استودیوهای فیلمسازی طی سالهای اخیر با آثار ضعیف خود به سر دوستداران انیمه و بازی آوردهاند. فیلم Alita Battle Angel را در حالی شروع به دیدن کردم که همواره پیش خود میگفتم که تو دیگه گند نزن و بزار یک بار از یک نوستالژی بازسازی شده در قالب یک اثر سینمایی لذت ببریم. انگار سطح توقع بینندگان این آثار همش در حال افت کردنه و باید انقدر این توقع پایین بیاد تا به معمولی ترین اثر، لقب شاهکار رو در این ژانر بدیم.
مشکل آثار اقتباسی به ویژه فیلمهایی که از روی انیمه یا بازی اقتباس شدهاند ، هیجان محضی است که در این آثار دیده نمیشود و از اواسط فیلم شروع خستهکننده داستانهای کلیشهای شما رو کاملا ناامید میکند. مثلا در فیلم Assassin’s Creed سازندگان به طور کل راه را اشتباه رفته بودند، در حالی که همه منتظر یک سیر داستانی پیرامون شخصیت جنگجو داستان و در زمان معاصر بودند ولی متاسفانه با فیلمی که پایه اش زمان حال داستان است رو به رو شدند، زمانی که در طول بازی همیشه طرفداران این بازی را خسته میکرد و حالا بار دیگر باید آن را تحمل میکردند.
چرا فیلم آلیتا فرشته مبارزه، سریع قضاوت میشود؟؟ دلیلش واضح است وجود آثاری مشابه مانند «شبح درون پوسته» (Ghost in the Shell) که هر بینندهای را برای ساخت یک اثر جذاب در این ژانر ناامید میکند. فیلم Alita اکشن را فوق العاده دنبال میکند، به دنبال غرق شدن در تعریف جهان فیلم نمیرود و با در دست گرفتن موسیقی و پررنگ کردن بعد عاطفی سعی دارد روی پای خودش بایستد ولی این تعریفها همه با یک فیلمنامه خوب تکمیل میشود، فیلمنامهای که بازیگران را به چالش بکشد و پایانش را همه دوست داشته باشند موردی که در این فیلم یافت نمیشود و همین ضعف حتی به دیالوگهای فیلم نیز کشیده میشود و بیننده رو بیشتر به جای ناامیدی به تاسف وا میدارد.
شروع روند ساخت فیلم Alita Battle Angel با اضافه شدن جیمز کامرون به عنوان یکی از افراد فیلمنامهنویس همه را بسیار امیدوار کرد، شاید کامرون کارگردان نباشد ولی حضورش به جلوههای ویژه روح میبخشد و آلیتا فیلمی است که به این موضوع بسیار وابسته است. آلیتا اکشن خوبی را به بیننده تقدیم میکند به طوری که تا انتهای فیلم آن را دنبال خواهید کرد ولی بازهم اکشنی نیست که سالهاست در یک فیلم علمی تخیلی انتظار آن را میکشیم، احتمالا برای دیدن یک فیلم اکشن در این ژانر باید تا انتشار قسمت آخر فیلم Avengers منتظر بمانیم.
شخصیت آلیتا کاملا نشان دهنده هسته فیلم است صورتی زیبا مانند یک فرشته که ممکن است هرکسی را به خود وابسته کند ولی در عین حال بدنی آماده برای جنگیدن که یکی از خطرناکترین سلاحهای ساخته شده است. این دو قطبی بودن در فیلم هم ادامه پیدا میکند. آلیتا روح یک جنگجو را دارد در حالی که به زندگی و روابط آن کنجکاو است و دوست دارد چیزهای جدید را نیز تجربه کند. چهره آلیتا دوست داستی ساخته شده است به خصوص حالت چشمها که از انیمه اقتباس شده گرفته شده است و برای نشان دادن واکنش یک فرد در حالتهای مختلف روحی بسیار تاثیر گذار و کارآمد است.
ایدههای فیلم کاملا گلچین شده، مثلا شخصیت آلیتا و سایر سایبورگها از روی فیلم پلیس آهنی و شخصیت الکس مورفی که به عنوان یکی از بهترین آثار علمی-تخیلی ده 80 میلادی به حساب میآید گرفته شده است و ایده شهرها هم بسیار به سه فیلم متروپلیس، جنگ ستارگان و بلید رانر نزدیک است که هر کدام جزء بهترین فیلمهای تخیلی تاریخ سینما هستند. تمام این جزئیات را با کوچکترین نگاه اگر آثار نام برده را دیده باشید متوجه میشوید.
حقیقت این است که غرقشدن در دنیای تخیل در این روزها بسیار مرسوم شده است و انسانها هر روز خود را به فناوریهای جدید نزدیکتر میبینند هرچند که هالیوود با بازیهای مسایقهای در یک مسیر جذاب که پای زندگی هر فرد در میان است دیگر صبرها را لبریز کرده است و این ایده تکراری به نظر خسته کننده میرسد. انگار همه با توجه به فیلمهای ساخته شده در سالهای اخیر به این باور رسیدهاند که با پیشرفت تکنولوژی در آینده جهان به یک ویرانه تبدیل خواهد شد و انسانیتی وجود نخواهد داشت. شاید به این حرف ایراد بگیرید و بگویید که بالاخره فیلم است ولی این اصرار بر روی این ایده تکراری شاید این سینما را مریض کرده است و یکی از دلایلی است که دیگر فیلم علمی-تخیلی خوبی ساخته نمیشود یا اگر هم ساخته میشود مانند « در میان ستارگان » Interstellar انگشت شمار است.
آلیتا تم اکشن خود را به خوبی پیدا سازی میکند و این کمترین توقعی است که باید از سارندگان داشت و همینطور که گفتم فیلم وقت خود را برای توضیح جزئیات بیمورد تلف نمیکند و یه راست به سراغ داستان میرود و سعی میکند با اضافه کردن تم عاطفی دست نویسندگان را برای روایت کامل یک داستان باز بگذارد ولی متاسفانه رابطه آلیتا و هوگو خیلی خستهکننده جلوه میکند مخصوصا بازی کین جانسون در نقش هوگو که به طرز وحشتناکی مصنوعی است و به هیچ وجه چیزی به فیلم اضافه نمیکند. لحظه مرگ هوگو که قرار است احساسات بیننده را جریحه دار کند به حدی خنده دار است که نه تنها ناراحت نمیشوید بلکه خوشحال هم میشوید چون تصور میکنید که واکنش آلیتا به این مرگ چه خواهد بود و عصبانیت و بی رحمی را در چهره او بالاخره خواهید دید، ولی اینجا دیگر شاهکار خلق میشود و فیلم به پایان خود میرسد شاید این پایان برای پایان یک فصل انیمه بد نباشد ولی برای یک فیلم فاجعه است. شاید بگویید خوب قسمت دوم دارد ولی این پایان باز هم توجیه نمیشود و ایرادات فراوانی دارد به خصوص برای یک فیلم اکشن که همه در آن به دنبال هیجان هستند.
جالب اینجاست که شما بعد از دیدن فیلم چیزی را به یاد نمیآورید انگار یک مقدمه را تماشا کردهاید یک فیلم برای سرگرمی که شاید چند ساعتی وقت شما را پر کند و در صدر بیاهمیتترین اتفاقات آن مرگ هوگو را به یاد میآورید که در لحظه مرگشم هم نتوانست جذاب باشد و انگار که یک موجود اضافی از داستان فیلم حذف شده است.
در ادامه میخواهیم به سراغ سه بازیگر این فیلم بروم که هر کدام جایزه اسکار را حداقل یک بار دریافت کردهاند یعنی کریستف والتس، ماهرشالا علی و جنیفر کانلی که هر کدام برای به تصویر کشیدن یک شاهکار کافی هستند ولی فیلمنامه جلوی آنها را هم گرفته است.

ابتدا به سراغ والتس میروم که نقش دکتری با عذاب وجدان را بازی میکند که خود را مقصر کشته شدن دختر خود میداند هیچ ایرادی به بازی والتس وارد نیست چون ایراد از جای دیگر است یعنی فیلمنامه، این فیلمنامه که در ادامه بسیار مورد بحث قرار خواهد گرفت. والتس دوست دارد آلیتا جای دخترش را پر کند و یک زندگی عادی داشته باشد ولی متاسفانه آلیتا بیشتر به غریزه خود گوش میدهد تا حرفهای والتس، کاش این شخصیت کمی انعطاف پذیر تر بود کمی به سمت عصبی بودن یا حتی کمی به سمت طنز، شاید یک تغییر کوچک میتوانست چهره دکتر ایدو را تا مدتها در ذهن ما حک کند.
ماهرشالا علی هم که نقش وکتور را به گردن داشت کاری از پیش نبرد چون اصلا وقتی به او داده نمیشود که خود را نشان دهد هرچند که شخصیت منفی این بازیگر به شدت جذاب به نظر میرسد ولی در فیلم آلیتا یک تکرار مکررات خاصی در این شخصیتها یافت میشود و هیجان یا احساسات خاصی در آنها دیده نمیشود که شخصیت پردازی این فیلم را به شدت ضعیف کرده است، کاش کمی بیشتر برای پرداختن به این شخصیتها وقت اختصاص داده میشد حتی اگر قرار نیست در دنباله فیلم حضور داشته باشند.
جنیفر کانلی شخصیت دکتر شرین را در فیلم به عهده داشت که کمی پیچیدگی داشت و برای این بازیگر که برای فیلمهای واقع گرایانه مانند ذهن زیبا تحسین شده است شاید یک تجربه جدید باشد. دکتر شرین که سعی دارد به زالم برود فکر میکند که با دورشدن میتواند مشکلات خود را از یاد ببرد و برای دست یافتن به این موضوع دست به هرکاری میزند حتی اعمال جنایتکارانه. شخصیت آلیتا یک برتری نسبت به این شخصیتها دارد و آن تعریف او با توجه به اعمال انسانیش هست نه با توجه به کارهایی که از هر سایبورگی ممکن است سر بزند شاید همین مسئله و بازی تقریبا خوب رزا سلزار این فیلم را برای تبدیل شدن به یک فاجعه نجات داده است.
به سراغ فیلمنامه میرویم جایی که این فیلم به حد زیادی در آن مشکل دارد. از ابتدا شروع میکنیم یک ربات که از بین آشغال ها یافت میشود وقتی او را دوباره به زندگی باز میگردانند بر خلاف اینکه این سایبورگ یک سلاح جنگی است کاملا دخترانه رفتار میکند واحساسات همه را نسبت به خود درک میکند این موضوع کمی عجیب است و هیچ توجیهی برای آن نیست. نکته بعدی اختصاص دارد به مسئلهای که بیشتر شخصیت های داستان درگیر آن هستند یعنی زالم که به عنوان یک بهشت مدرن از آن یاد میشود ولی چرا جایی که نصف بازی شخصیتهای فیلم به خاطرش تلف میشود هیچ تعریف درست یا حداقل یک نگاه کلی به بیننده نمیدهد تا شاید بهتر بتواند با فیلم ارتباط برقرار کند. سکانسهای فیلم شما را ناامید میکند مثلا مرگ دختر دکتر ایدو که با کمترین جزئیات ممکن به نمایش درآمد و همه را شوکه کرد و تعجب میکنم چرا اصلا این سکانس به نمایش در آمده است.

این فیلم در دیالوگها نیز ضعف دارد و سعی نکرده کمی شخصیتها را با دیالوگ جذاب جلوه دهد و جدا از این موضوع حرفهای شخصیت های منفی داستان که سعی دارند به آلیتا آسیب بزنند خیلی آبکی است و در یک جا به شاهکار کشیده میشود زمانی که آلیتا برای جنگیدن به دنبال گرویشکا میرود و گرویشکا میگوید این پایین دنیا روی دنیا تلمبار شده است و این دیالوگی است که متاسفانه بعد از شنیدن آن منظور آن را متوجه نشدم و احتمالا یک دیالوگ بداهه بوده است که نباید به دنبال معنی برای آن گشت.
بعد از این همه مشکل چرا باید فیلم را به تماشا بنشینیم ؟؟ جواب واضح است اکشن فیلم تا حدودی زیباست و خوب از کار درآمده است و هیجان موجود در آن تا انتهای فیلم شما را به دنبال خود میکشد و یکی از دلایل آن هم استفاده حداقلی از سلاحهای گرم است که به جای آن شاهد استفاده از تکنیک های شمشیر زنی و مبارزه تن به تن هستیم که برای بیننده هیجان را افزایش میدهد. شاید انتهای فیلم مانند یک فردی که شیء را گم کرده سردرگم شوید و به دنبال پایان بگردید ولی این فیلم تا حدودی حس یک تریلر بازی کامپیوتری را به ما انتقال میدهد حسی که تا از حرکت ایستادن کاراکترها، آن را دنبال میکنید و منتظر ادامه آن خواهید بود.
این فیلم مانند Ready Player One خیلی کسل کننده نیست و میتوان برای یک بار دیدن آن وقت کنار گذاشت هرچند که این ژانر نیز طرفداران خود را دارد و نباید برای لذت بردن از یک اثر حتما دلیلی داشت، پس دعوت میکنم که اگر به فیلمهای اکشن علاقه دارید این فیلم را نگاه کنید.
بیشتر بخوانید:
- نقد فیلم Extremely Wicked Shockingly Evil and Vile: تد باندی قاتل خونسرد
- نقد فصل سوم سریال Stranger Things
- نقد و بررسی فیلم ورود – [ جزء 10 فیلم برتر 2016 ]
- نقد و بررسی فیلم 3 تیغ ارّه ای ، Hacksaw Ridge
- بررسی سریال When They See Us (محبوبترین سریال Netflix)
نوشته نقد و بررسی فیلم Alita Battle Angel اولین بار در شهر زمان. پدیدار شد.