
نقد و بررسی فیلم کشتارگاه – بدا به حال ما
عباس امینی کارگردان و نویسنده فیلم کشتارگاه Slaughterhouse با ساخت فیلمی بهنام هندی و هرمز در جنوب کشور، نام خود را بر سر زبان دوستداران سینما انداخت. همچنین در جشنوارههای خارجی متعددی حضور پیدا کرد و جنبه بینالمللی فیلم را ارتقا بخشید. فیلم در هرمز میگذشت و درباره ازدواج زودهنگام نوجوانان با یکدیگر بود. هندی و هرمز، دو نوجوان هستند که طبق سنت مردم جزیره هرمز در خلیج فارس (محل زندگیشان)، با یکدیگر ازدواج میکنند. آنها هیچ شناخت و درکی از یکدیگر ندارند، اما دنیای ناشناخته و جدیدی که پس از ازدواج در انتظار آنهاست، در ابتدا روی خوش خود را به آنها نشان میدهد و هندی و هرمز به مثابه دو همبازی در کنار یکدیگر خوش میگذرانند. اما این «خوشگذرانی» که درواقع نامش «زندگی» است، هر لحظه برای آنها خطرناکتر میشود.
والدرما فیلم دیگر امینی به تهیهکنندگی مجید برزگر بود که در آبادان ساخته شده و درباره نوجوانی بود که که به دلیل موهای فرش به «والدراما» (بازیکن فوتبال کلمبیایی) معروف شدهاست. والدراما بر اثر اتفاقی مجبور به ترک آبادان میشود و به تهران میرود و در این شهر درگیر ماجراهایی میشود و…
این فیلم هرچند در ایران در گروه هنر و تجربه اکران شد و چندان دیده نشد و مورد توجه تماشاگران قرار نگرفت. اما در خارج از ایران موفقیتهای زیادی کسب کرد.
از جمله آنها میتوان به اینها اشاره کرد: برنده بهترین فیلم جشنواره فیلمهای ایرانی پراگ ۲۰۱۷ / حضور در: شسصت و ششمین جشنواره فیلم برلین نسل نو۲۰۱۶ / جشنواره فیلم کلن آلمان۲۰۱۶ / جشنواره فیلم مونیخ آلمان۲۰۱۶/ جشنواره فیلم رم ایتالیا ۲۰۱۶/ جشنواره فیلمهای ایرانی سیدنی ۲۰۱۶ / جشنواره فیلم بمبئی هند ۲۰۱۶ / جشنواره فیلم ویسبادن آلمان ۲۰۱۶ / جشنواره فیلم داکا بنگلادش ۲۰۱۷ / جشنواره فیلم پونا هند ۲۰۱۷/جشنواره فیلم بوگوتا کلمبیا ۲۰۱۶/جشنواره فیلم پاریس ۲۰۱۷/
بریم جنوب؟
این نشان میدهد که هرچند کشتارگاه در بخش نگاه نو حضور دارد اما کارگردانی پرتجربه پشت دوربین آن ایستاده است. او که خود اصالتا آبادانی است فیلمهای کوتاه متعددی پیشتر ساخته که عموما به پیامدهای جنگ ایران و عراق، خصوصا تاثیراتش روی کودکان را مورد نظر قرار میداد.
انتظار میرفت که اولین فیلم بلند امینی هم شبیه به آثار پیشینش باشد یا حداقل المانهایی که همواره در آثارش حضور داشتهاند مانند لوکیشنهای جنوبی و بحث کودکان، در کشتارگاه هم دیده شود اما خبری از هیچکدام نیست. امینی مدل و دغدغههای جدیدی را در فیلم سینمایی اول خود انتخاب کرده است. که ای کاش این کار را نمیکرد و باز میرفت سراغ همان چیزی که شناخت خوب و دقیقی از آن دارد. کشتارگاه یک شناخت سطحی و دمدستی از مختصات اجتماعی مضمون خود دارد.
امان از گیشه

احتمالا ترس از گیشه در فیلم اول ، عاملی بوده که کارگردان تصمیم گرفته به دلیل آن داستان را به خیابانهای پایینشهر تهران بیاورد. مضمونی که در سالهای اخیر بسیار مورد توجه بوده و البته عمده موضوعات فیلمهای اجتماعی این سالها را در برمیگیرد: مهاجرت جوانان و پناهندگی، بیپولی، قدرتمندانی که حق همه را میخورند، معضلات مالی و حواشی بالا و پایین رفتن ارز و دلار همگی در کشتارگاه حضور دارند. البته که هیچ حرف جدیدی با این مضامین زده نمیشود و حتی سعی نشده داستانی که استفاده کمی متفاوتی از این معضلات کند را پرورش دهد.
داستان اصلی فیلم قاچاق دلار از عراق بهایران است. پروسهای که احتمالا اکثر تماشاگران از چگونگیاش اطلاعی ندارند. و دیدن این پروسه که دلار در دشداشههای عربی و جاگذاری شده در بدن افراد به پایتخت تهران میرسند برای تماشاگر جالب خواهد بود. همانطور که بازارهای شبانه قاچاق دلار هم جالب توجه است.
سردخانه
اما بهجز این، باقی کشتارگاه همان شرح بدبختیهای همیشگی موجود در ایران است. ادامه فیلمهای باسمه اجتماعی سالهای اخیر که دیگر واقعا حوصلهمان را سربردهاند. در این میان صحنه تشییع جنازه روی قایق در هور و در لحظه غروب آفتاب بسیار خوب از آب درآمده و سکانسهای خرید و فروش شبانه دلار هم جالب توجهاند.
در این میان تنها نکته قابل اشاره فیلم موسیقی خیلی خوب آن با مایههای جنوبی است که کمک ویژهای به فضاسازی فیلم میکند. کیفیت بازیها هم در یک سطح و قابل قبول هستند. پایانبندی فیلم و اینکه دختر هاشم کار را تمام میکند هم ایده خوب و متفاوتی برای به سرانجام رساندن ماجرا بوده است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریهها، وبلاگها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.
نوشته نقد و بررسی فیلم کشتارگاه – بدا به حال ما اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.